سيف بن محمد سيفى هروى
142
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
كتاب معتبر در دو سال و نيم به آخر نرسيدى . 113 . حرب ملك با آوجى بلا چون شهور سنه ست و عشر و سبعمايه ( 716 ) درآمد ، در اين سال ملك غياث الدين به طرف قلعهء خيسار حركت فرمود و يك ماه در قلعهء خيسار مقام كرد ، و بر موجب خير ما اوتى العبد فى الدنيا القرآن ، به كتابت كلام اللّه مشغول شد . بعد از يك ماه از قلعهء خيسار بيرون آمد و چون به خطّهء اسفزار رسيد ، به سمع او رساندند كه اميرى از امراء نكودرى - آوجى بلا نام - خانهء خود را از قهستان به گرمسير مىبرد و اينك در سه فرسنگى اين [ 638 ] خطه نزول كرد و فردا بر عزيمت سفر است . ملك غياث الدين با لشكر ساخته ، بر نهج شتاب در عقب آوجى بلا براند و [ 639 ] بعد از نماز پيشين بر لشكر اوجى بلا حمله آورد . آوجى بلا با سپاه خود منهزم شد و زن و بچه و گله و رمه و خيل خانه و خيام و خرگاه بگذاشت . اسير بسيار از خواتين و اغلمه به سپاه ملك رسيد . روز ديگر مظفر و كامياب با غنايم بىحد و اسيران ماهخد به طرف شهر هرات حركت فرمود . [ 640 ] 114 . حكايت يسور و تخلّف او با كبك در جمادى الاول سنه مذكور شاهزاده يسور ، ماوراء النهر را خراب كرد و با لشكر بىحساب در رجب از آب آموى بگذشت و سبب آن بود كه شاهزاده كبك پيش پادشاه ايسنبوقا - كه برادر او بود - عرضه داشت كه شاهزاده يسور دل به جانب خراسان دارد ، و دعوى محبّت اولجايتو سلطان مىكند . [ 641 ] پادشاه ايسنبوقا گفت ، كه حاليا هنگام آن نيست كه شاهزاده يسور را جهت اين معنى طلب داريم ؛ چه اگر او از بخارا و آن حدود به تركستان حركت كند ، لشكر خراسان ، بىرعبى از آب بگذرند و از آن فساد كلى ظاهر شود . چون فصل شتا درآيد ، لشكرى از اين ديار بفرستيم تا مددكار تو باشند ، و او را طلب داريم و بر مقتضاء حكم يرليغ چنگيز خان سخن او بپرسيم . بعضى از امرا كه با شاهزاده يسور يكدل و يكجهت بودند ، به سمع او رساندند كه پادشاه چنين و چنين فرمود ، و شاهزاده كبك قصد تو دارد . شاهزاده يسور امرائى را كه در حكم شاهزاده كبك بودند ، بعضى را پايمال [ كرد ] و بعضى را به وعدههاى خوب بفريفت و به امير يساول - كه امير خراسان بود - نوشت كه [ 643 ] به جهت ايلى و يكدلى و خدمت پادشاه جهان